وقتي یه پنگوئن عاشق يه پنگوئن ديگه ميشه، كل ساحل رو ميگرده و قشنگترين سنگ رو انتخاب ميكنه، اون رو واسه جفت ماده ميبره، اگر ماده از سنگ خوشش اومد و قبول كرد جفت هم ميشن؛ ولي اگر قبول نكرد پنگوئن نر احساس ميكنه سنگي كه پـيــدا كرده اصلن قشنگ نبوده و اونوقت اونو ميبره زير آب لاي مرجانها ميندازه تا ديگه هيچ
پنگوئنی اشتباهِ اونو تكرار نكنه و نا اميد نشه.
اما ما!
هي اشتباهات خودمون رو تكرار، تكرار، تكرار و به ديگران هم توصيه ميكنيم.
بعضي وقتها پنگوئنی باشيم
خدا دلش برای من تنگ شده بود...
ما را در سایت خدا دلش برای من تنگ شده بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 221 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:00